کودکیها...

 

بچه که بودم عاشق اتاقهای پرجمعیت بودم و لحافهای گسترده کنار هم روی قالی . میزهای انباشته از خواراکیها،

تنگهای شربت، کاسه های پر از دانه های انار، ظرفهای شله زرد لذیذی که مادر درست می کرد.

چه کیفی داشت وقتی هزاران بوی گیج کننده به هوا بر می خاست. عطر زعفران روی برنج گرم و زیره و گلاب و پیازهای برشته.

با صدای ملایم تار دایی کوچیکه و زمزمه های شیرین خاله آذر خوابم می برد و خوابم سبکتر از پرواز بادبادکی بازیگوش بود . . .

........................................................................................................

دوباره دلم هوای کودکیهایم را کرده....

/ 6 نظر / 54 بازدید
نسیم کوهستان

سلام تصویر جالبی بود و کودک درونمان را زنده کرد، خیلی نشاط انگیز بود. سپاسگزارم.[لبخند]

نسیم کوهستان

علم دولت نوروز به صحرا برخاست زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست بر عروسان چمن بست صبا هر گهری که به غواصی ابر از دل دریا برخاست تا رباید کله قاقم برف از سر کوه یزک تابش خورشید به یغما برخاست طبق باغ پر از نقل و ریاحین کردند شکرآن را که زمین از تب سرما برخاست این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟ وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟ چه هواییست که خلدش به تحسر بنشست؟ چه زمینیست که چرخش به تولا برخاست طارم اخضر از عکس چمن حمرا گشت بس که از طرف چمن لل لا لا برخاست موسم نغمه‌ی چنگست که در بزم صبوح بلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاست «سعدی شیرازی» عیدتان مبارک[گل]

Mr.mohammad

سلام علیکم . به به به خودمونی ها ایول داررررره وبت . خیلی وب خوب و با زحمتی داری . من تازه وب م رو طراحی کرررردم و از شما تقاضای کمک می کنم و به عنوان یه دوست یا یک داداش کمک کنید . خیلی خوشحال می شوم فعلا.........

کریما

به نام کودک دل خواندمت بیا ای دوست بیا که پر بزنم با تو تا خدا ای دوست .................. درود بر عزال سال نو مبارک دلنوشته هایت مرا نیز به کودکی برد!